کسب و کار حرفه ای
برند سازی

مشاوره بازاریابی

مشاوره بازاریابی

مشاوره بازاریابی

     اهمیت مشاوره بازاریابی از آنجاست که در سال های اخیر بازار ایران تا حد زیادی تبدیل به یک بازار رقابتی شده است و در این میدان تقریبا هیچ شرکتی تنها و بدون رقیب نیست. در این فضا، ‌توجه جدی به مشاوره بازاریابی برای تمام شرکتها یک امر ضروریست و کسانیکه در این مورد غفلت کنند بسرعت میدان را بنفع رقبا از دست خواهند داد. از آنجایی که بازاریابی مانند بسیاری از دانش های دیگر امروز، امری تخصصی شده است اتکای مدیران شرکت ها به روش های سنتی گذشته و پیروی از تجربه های قبلی کافی نیست و باید به ملاحضه عوض شدن شرایط رقابت،‌ از شیوه های جدید بازاریابی استفاده نمود.

از آنجائیکه امروزه مدیران شرکت ها نیاز به دانش ، مهارت و تخصص بازاریابی در بکار بستن این شیوه ها را بیش از گذشته احساس می کنند استفاده از خدمات یک مشاور بازاریابی کاملاً بدیهی بنظر می رسد اجرای استراتژی ها ایجاب می کنند که سازمان هدف های بلند مدت و سالانه در نظر داشته باشد. سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه ای اختصاص دهد که استراتژی های گردآوری شده به مرحله اجرا درآیند.

ولی متأسفانه این روز ها هر قدر ضرورت استفاده از مشاوران بازاریابی بیشتر می شود پندارها و برداشت های نادرست از حرفه مشاوره بازاریابی نیز افزایش می یابد . برخی ، مشاوره بازاریابی را به معنی مشاوره با تیم بازاریابی شرکت و استفاده از نظرات آنها می دانند . برخی دیگر مشاور بازاریابی را در حد یک مدیر بازاریابی می دانند و فکر می کنند اگر یک مدیر بازاریابی خوب استخدام کنند در واقع یک مشاور بازاریابی هم دارند . عده ای هم فکر می کنند مشاوره بازاریابی بمعنی خواندن چند کتاب در این زمینه و شرکت در دوره های بازاریابی است . در بهترین حالت بعضی ها مشاور بازاریابی را با اساتید دانش بازاریابی اشتباه می گیرند و استفاده از توصیه های آنها را بمعنی مشاوره می دانند در حالیکه یک مشاور بازاریابی خیلی برتر و بالاتر از این موارد است .

بازاریابی چیست؟

علم بازاریابی یا مارکتینگ بیش از آنکه یک مفهوم تجاری یا علمی باشد، مفهومی فلسفی است که در ابعاد مختلف ارتباطات و حتی زندگی ما جاریست. هنوز هم بسیاری از مردم فکر می کنند بازاریابی (Marketing)، یعنی این که بروشوری را در دستمان بگیریم و بریم به صد جای مختلف و التماس کنیم که از ما چیزی بخرند!

شاید برای بعضی عجیب باشد اگر بدانند که فروش بخش کوچکی از عملیات بازاریابی‌ست. چنان‌چه اگر کل فرآیند بازاریابی را به کوه یخی تشبیه کنیم، فروش تنها بخش کوچک بیرون آب آن است و حجم عظیم و پایه‌ای مابقی آن در زیر آب مخفی‌ست . فروش فقط بخش کوچکی از عملیات بازاریابی‌ست و مهم‌ترین آن نیست؛ ولی به نحوی یکی از ارکان اصلی ارزیابی موفقیت یک برنامه بازاریابی‌ است.

بالاخره بازاریابی چیست؟از دیدگاه فیلیپ کاتلر پدر علم بازاریابی نوین:

بازاریابی به عنوان فرآیندی مدیریتی-اجتماعی تعریف می‌شود که به وسیله آن، افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها از طریق تولید، عرضه و مبادله کالا (و خدمات) با یکدیگر، به تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند.

تعریف مدیریت استراتژیک بازاریابی

مشاوره بازاریابی و مدیریت استراتژی بازاریابی دو عنصر جدا ناپذیر از یکدیگر می باشند. می توان مدیریت استراتژیک بازاریابی را به این شکل معرفی نمود. هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که شرکت را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد. همانطور که از این تعریف مشخص است در مدیریت استراتژی برای موفقیت یک شرکت بر چندین عامل تاکید می گردد. هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری )، تولید (عملیات) تحقیق و توسعه و سیستم های اطلاعاتی در بسیاری از دانشگاه ها موضوع مدیریت استراتژیک بازاریابی را مترادف با سیاست های بازرگانی یاد می کنند که شامل همه مطالب بازاریابی در این واحد گنجانده می شود.

مراحل تدوین و اجرای مدیریت استراتژی بازاریابی

فرآیند مدیریت استراتژی بازاریابی شامل سه گام می باشد:

  • تدوین استراتژی های بازاریابی
  • اجرای استراتژی بازاریابی
  • ارزیابی استراتژی بازاریابی

مفهوم از تدوین استراتژی بازاریابی این است که ماموریت شرکت مشخص شود، عواملی که در محیط خارجی سازمان را تهدید می نماید یا فرصتی را به شرکت هدیه می کنند شناسایی شود همچنین نقاط قوت و ضعف داخلی شرکت، اهداف بلند مدت، در نظر داشتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت مواردی هستند که در تدوین استراتژی بازاریابی از آن ها نام برده می شود.استراتژی بازاریابی

همچنین مسایلی که در تدوین یک استراتژی بازاریابی باید در نظر گرفته شوند، شامل: تعیین نوع فعالیت آینده شرکت، فعالیت هایی را که می خواهد از آن خارج شود، شیوه تامین منابع، تصمیم گیری درباره گسترش دادن یا متنوع ساختن خدمات و کالا  و همچنین تصمیم گیری در خصوص ورود به بازارهای خارجی، و… می باشد.

 

مشاور بازاریابی کیست؟

 مشاور بازاریابی یک فرد متخصص و با تجربه در زمینه بازاریابی است که از بیرون از شرکت نظرات حرفه ای خود را در اختیار صاحبان و مدیران شرکت قرار می دهد. مشاوره بازاریابی و تبلیغات، مشاوره مبرندینگ، مشاور فروش  و برندینگ به صورت یکپارچه و عملیاتی توسط تیم مشاورین پرسیاه برندینگ و سیستم برنامه ریزی بازاریابی و فروش سیستماتیک ارایه می گردد. به عنوان مثال آنچه از اطلاعات و برنامه های مشاوره بازاریابی و تبلیغات پشتیبانی می نماید، تاثیرگذاری بر روی شاخص های موثر در خرید مشتریان می باشد که بر اساس تحقیقات بازاریابی شناسایی می گردند. بدین ترتیب کلیه برنامه ها بصورت سیستماتیک پیاده سازی و عملیاتی شده و به کمک فرمهای از پیش تعیین شده، قابل ارزیابی و اندازه گیری می باشند.

  • مشاور باید دارای بالاترین تحصیلات تخصصی در زمینه بازاریابی بوده و در این زمینه کاملا به روز باشد. بعنوان مثال کلیه مشاوران بازاریابی در TMBA باید حداقل دارای مدرک فوق لیسانس در این زمینه بوده تا بعنوان مشاور پذیرفته شوند و علاوه بر آن باید حداقل یک چهارم از وقت هفتگی خود را به مطالعه در زمینه مباحث روز بازاریابی بگذرانند. بنابراین مدیران یا پرسنل شرکت و بطور کلی کسانیکه فقط به اتکای تجربه خود در زمینه بازاریابی نظر می دهند نمی توانند مشاور باشند( دکتر مهاجری بنیانگذار کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران ).
  • مشاوری که در مورد مشکلات بازاریابی یک شرکت بخود جسارت توصیه و راهنمائی می دهد باید سال های سال در بخش های مختلف بازاریابی و فروش از رده های پایین تا سطوح بالای مدیریتی کار کرده و در این زمینه ها دانش های تخصصی خود را در کوره تجربه پخته و کامل کرده باشد .
  • مشاور یک فرد خارج از شرکت است. خارج از گود بودن یک اصل مهم در مشاوره است زیرا فقط فردی که از بیرون ناظر است می تواند بدور از تعصبات و دلبستگی ها مسایل و مشکلات را درست ببیند و علت ها را تشخیص دهد. بنابراین مدیران شرکت، هرچند در زمینه بازاریابی با تجربه و متخصص باشند نمی توانند خود مشاور خود باشند.

مشاوره بازاریابی چه خدماتی به شما می تواند ارایه دهد؟

مشاوره بازاریابی

مشاوره بازاریابی

 مشاور بازاریابی در سه سطح مختلف می تواند خدمات خود را بشما ارائه دهد . هر سطح نسبت به قبلی عمق بیشتری داشته و مشاور بیشتر می تواند برای شرکت مفید باشد :

  • ارایه مشاوره برندینگ و مارکتینگ در امور روزمره شرکت. این شیوه برای شرکت هایی مناسب است که در حال حاضر با مشکل حادی روبرو نبوده ولی برای افزایش کارایی شرکت بخصوص در بخش بازاریابی و آماده شدن برای مشکلاتی که در آینده شرکت ممکن است با آنها مواجه شود خود را نیازمند به خدمات مشاوره بازاریابی می دانند. در این شیوه ، مشاور در زمان های مشخصی در هفته در جلسه مدیران حاضر شده و در مورد مسائل و مشکلات بازاریابی شرکت نظر داده و به مدیران شرکت راه حل پیشنهاد می دهد.

 

  • طراحی پروژه های مشاوره، این شیوه برای شرکت های زیر مناسب است.
  1. شرکت هایی که در حال حاضر در بخش بازاریابی و فروش خود دچار مشکل شده اند.
  2. شرکت هایی که طرح های توسعه دارند و باید خودشان را برای توسعه آماده کنند.
  3. شرکت هایی که در حال راه انداری بوده و سیستم و سازمان بازاریابی مشخصی ندارند.

در این شیوه مشاور پس از مطالعه و شناسایی دقیق محیط درونی و بیرونی شرکت و جمع آوری اطلاعات لازم، برای حل مشکلات موجود یا برای طرح توسعه شرکت یا برای راه اندازی یک سیستم یازاریابی جدید، راه حل هایی اجرایی را در قالب یک پروژه مشخص با روش اجرا و زمانبندی مشخص طراحی کرده و به مدیران شرکت ارایه می دهد.

  • شکل کامل شده سطح دوم است و در آن مشاور علاوه بر طراحی پروژه، در مرحله اجرا نیز در کنار مدیران و مجریان طرح بوده و برای اجرای طرح نیز به آنها مشاوره می دهد . با توجه به سختی ها ، مشکلات و پیچیدگی هائی که در مرحله اجرا وجود دارد توصیه مشاور بازاریابی همواره این است که در مرحله اجرا نیز در کنار کارفرمای خود باشد ولی برخی از شرکت ها برای کاهش هزینه های مشاوره بازاریابی ترجیح می دهند در مرحله اجرا  از مشاور استفاده نکنند.

چرا برخی از مدیران تمایلی به استفاده از خدمات مشاوره بازاریابی ندارند؟

برخی از مدیران، گذشته از اینکه آیا مفهوم مشاوره بازاریابی را بدرستی می دانند یا نه، بعلت برخی از تصورهای نادرست، اصولا تمایل به استفاده از خدمات مشاوره بازاریابی ندارند. برخی از این پندارهای نادرست عبارتند از:

احساس غرور: ما کار خود را بلد هستیم و نیازی به مشاوره بازاریابی نداریم.

  • اولا بعید است که آنها در حد یک مشاور بازاریابی دارای تحصیلات تخصصی در این زمینه باشند و حداکثر این است که بتوان گفت در این زمینه فردی با تجربه هستند ولی در دنیای پر تحول امروز مسلما تجربه به تنهایی کافی نیست.
  • ثانیا بفرض هم که ایشان دارای تخصص کافی در این زمینه باشند ولی حقیقت این است که این افراد از کارکنان شرکت خود بوده و از درون شرکت به مسایل و مشکلات شرکت می نگرند، درگیر تعصبات و نزدیک بینی های ناشی از اجرا هستند و لذا نمی توانند به اندازه مشاوره بازاریابی که فردی بی طرف و بیرون از شرکت است واقع بین باشند.
  • ثالثا بفرض هم که بهمان اندازه واقع بین بوده و ریشه مشکلات را درست تشخیص داده باشند ولی تشخیص مشکل یک مطلب است و یافتن راه حل مناسب مطلب دیگر و برای یافتن راه حل درست باید فرصت کافی برای تحقیق و تحلیل داشت که آنها بعنوان یک مدیر اجرایی با توجه به گرفتاری ها و کمبود وقت، معمولا فرصت چنین کاری را ندارند .
  • رابعا حتی اگر هم فرض کنیم آنها راه حل مناسب را یافته اند ولی اجرای درست راه حل معمولاً یکفرایند کند و وقت گیر است ومدیران شرکت ها چون درگیر مسایل روزمره هستند غالبا در این موارد نمی توانند موفق باشند.

احساس بی نیازی: اوضاع ما خوب است و فعلا نیازی به مشاور بازاریابی نداریم .

  • اولا همه کسانیکه الآن دچار مسأله هستند هم زمانی مانند این مدیران اوضاع خوبی داشتند ولی تدریجاً اوضاع آنها رو به بدی گذاشت بدون اینکه خود متوجه شوند و اینها هم از این قاعده مستثنا نیستند.
  • ثانیا به موفقیت رسیدن مهم است ولی در موفقیت ماندن مهم تر است و شرکت های عاقل آنهایی هستند که درست در زمانیکه اوضاعشان خوب است بفکر حفظ همین اوضاع می افتند و بسراغ مشاور می روند.
  • ثالثا وقتی اوضاع شرکتی بد شد و به بحران افتاد مشاور بازاریابی هرچند هم که ماهر و حرفه ای باشد مانند آتشنشانی است که پس از شعله ور شدن آتش خبردار می شود و بهر حال خسارت ایجاد شده است.

احساس بی اعتمادی: مشاوران فقط حرف می زنند و مرد عمل نیستند.

  • اولا مشاوران، به اقتضای کارشان ، فقط می توانند حرف بزنند و توصیه کنند ولی مدیران اجراعی نیستند و اجرا بر عهده شماست، درست مانند پزشک ماهری که فقط می تواند نسخه پیچیده و به شما توصیه کند ولی اجرا، رعایت توصیه ها و پرهیز بر عهده مدیران وکارشناسان شرکت است.
  • ثانیا مشاوران در بخش اجرا هم می توانند به شما کمک کنند و اتفاقا نقش آنها در این مرحله، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای شما مهمتر است. آنها می توانند پابه پای شما در مراحل اجرا با شما همراهی کرده و از طریق ارایه توصیه های کارشناسی، شما را در اجرا یاری کنند ولی در این مورد هم همچنان اجرا با شماست.
  • ثالثاً مشاوران بعنوان افرادی که بیرون از سازمان هستند می توانند زمینه ایجاد تحول را در شرکت ها فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود شرکت بعلت درون شرکت بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند.

احساس بی کفایتی: مشاوران فقط تئوری تحویل ما می دهند و راه کارهای اجرایی نمی توانند بدهند . تئوری ها را خودمان هم می توانیم در کتاب ها بخوانیم.

این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده در زمینه بازاریابی بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار مشاوره شده و این بد بینی رادر مدیران اجرا نموده اند. چنانکه قبلاً در تعریف مشاور گفتیم داشتن سابقه اجرائی طولانی و مرتبط برای مشاور بازاریابی امری ضروری است و مدیران شرکت ها در هنگام انتخاب مشاور بازاریابی خود باید به این نکته توجه کنند . برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به بخش توصیه هائی در مورد روش انتخاب یک مشاور بازاریابی مراجعه کنید.

احساس هزینه: مشاوران بازاریابی دستمزد زیادی می خواهند و ما پول این نوع کارها را نداریم .

هر چند ممکن است دستمزد مشاوره بازاریابی خوب بنظر بعضی ها زیاد باشد ولی حقیقت این است که این دستمزد در مقایسه با پول هایی که شرکت ها بخاطر نداشتن مشاور بازاریابی به هدر می دهند یا در مقایسه با درآمدی با داشتن یک مشاور بازاریابی کسب می کنند واقعا ناچیز است. در واقع عقد قرارداد با یک مشاور بازاریابی صاحب صلاحیت، هزینه کردن نیست بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده.

 

نام و نشان تجاری ( Brand )

قاتلین فروش حرفه ای

💯 قاتلین فروش حرفه ای !

 

قسمت اول
هر فروشنده باتجربه ای می تواند چندین ماجرای تلخ را که باعث از دست رفتن مشتری شده است، برای شما تعریف نماید. برخی از فروشندگان بدون توجه به حضور رقبای متعدد در اطرافشان، اشتباهاتی را مرتکب می شوند که باعث بی نتیجه ماندن فرآیند فروش می گردد.فروشندگان موفقِ امروز، درس های ارزشمندی را از چنین موقعیت هایی آموخته و به کار بسته اند. آنها می دانند که از دست دادن مشتری سهل تر از آن است که تصور می شود.

🅾 اولین قاتل:
عدم برخورداری از چهره ای حرفه ای . اگر می خواهید مردم به شما توجه کرده و به نظرات شما درباره محصول یا خدمات تان، گوش فرا دهند، باید در رفتار و برخورد خود همچون کارشناسی حرفه ای ظاهر شوید. ظاهری خوب و آراسته داشته باشید و با اطمینان به پیش بروید. مشتریان به شور و شوق و اطمینان شما بیشتر از اطلاعات فنی و تخصصی تان، توجه نشان می دهند.

🅾 دومین قاتل:
حرف زدن بیش از حد. به یاد داشته باشید زمانی که صحبت می کنید، تنها مشغول حرف زدن هستید و زمانی که با طرح پرسشی، مشتری را به صحبت درباره نیازهایش ترغیب می نمایید، مشغول فروختن. تنها از طریق گوش دادن موثر می توانید به خواسته های مشتری پی برده و به ایشان در تصمیم گیری درست در خرید کالا و یا استفاده از خدمات یاری رسانید.

🅾 سومین قاتل:
استفاده از کلمات نامناسب. کلمات شکل دهنده باورها و تصویرها در ذهن ما هستند. برخی واژه های رایج در حرفه فروشندگی، مشتری را در امر خرید مردد می سازند. برای مثال، همه ما می دانیم که «قرارداد» سندی است قانونی و الزام آور که فسخ آن و خارج شدن از الزامات آن مستلزم فرآیندی پیچیده است. پس چنانچه شما از «فرم های ساده سفارش» و یا «موافقتنامه های اولیه» با عنوان«قرارداد» یاد کنید، در حالِ ساختن یک تصویر تهدید کننده در ذهن مشتری خود هستید که باعث می شود وی مردد شده و تصمیم خود را به تعویق اندازد. درباره کلماتی که بکار می برید فکر کنید، کلمات و تصویرهای منفی را با واژه های مثبت تر و دلپسندتر جایگزین نمایید.

 🅾 چهارمین قاتل:
عدم توجه به ایجاد رابطه ای دوستانه. رابطه دوستانه، اعتماد را به دنبال خواهد داشت. افراد از فروشنده ای که مورد اعتماد و پسندشان نباشد، خرید نخواهند کرد. هیچگاه به طور مستقیم و بدون حاشیه به معرفی کالا یا خدمات تان نپردازید، سعی کنید به شناخت مشتری و ایجاد رابطه ای دوستانه با وی، کمی توجه نمایید.

 

 

پرسیاه برندینگ، اولین کمپانی اجرایی در مبحث فرایند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران…

۹ گام برای موفقیت در محیط کار

۹ گام برای موفقیت در محیط کار

۹ گام برای موفقیت در محیط کار :      

  

۱) نحوه انجام کارها را در سازمان و محیط کار مشاهده و بررسی کنید.
برای رسیدن به این مقصود می توانید چند سوال مهم را مطرح کرده و پاسخ های آن ها را پیدا کنید مثلا ارزش های (تجاری) اصلی سازمان کدام است و چگونه محقق می شود؟ آیا نتایج کوتاه مدت ارزشمندتر است یا کارهای بلندمدت؟ تصمیم گیری ها چگونه به انجام می رسد؟ چه مقدار مخاطره و ریسک در سازمان پذیرفته می شود؟ پاسخ به چنین سوالاتی می تواند بهترین و واقعی ترین حس را در مورد فرهنگ سازمان تان در شما ایجاد کند و درک خوبی را از محیطی فراهم آورد که در آن به فعالیت اشتغال دارید.

۲) نیمرخی از افراد صاحب نفوذ و قدرتمند سازمان، تهیه کنید.
به نوع ارتباطات، شبکه روابط و نوع طرح هایی که اغلب مورد موافقت آنان قرار می گیرد، توجه کنید. سعی کنید در حد توان و قدرت خود در راستای آن اهداف و الگوها تلاش کنید.

۳) ابتکارات و طرح های استراتژیک شرکت را تعریف و مشخص کنید.
مهارت های خود را به منظور تطبیق و تناسب با طرح های شرکت، به روز و به هنگام کنید مثلا عقب ماندن از رویکردهای فن آوری، کیفیت یا خدمات مشتریان که می تواند از عوامل کلیدی توفیق کسب و کار و شرکت شما محسوب شود، اصولا قابل تحمل نیست.

۴) تصویری اثربخش از فردی در اذهان ایجاد کنید که فعالیت هایش به ثمر می رسد و به دنبال نتایج کارهاست. ارتباطات، تلاش و فعالیت هایی که حاصلی نداشته باشند، به خصوص در شرایطی که سازمان ها بر کمیت گرایی و نتایج حاصله تاکید می کنند، موجب تقدیر و احترام نخواهد بود.

۵) از این که کارهای تان را به اطلاع دیگران برسانید، هراسی به خود راه ندهید.
اگر هیچ کس از کارهای خوب و ثمربخش شما اطلاعاتی نداشته باشد، ممکن است در بازی سیاست اداری، آن جا که واقعا شایستگی برد را دارید، بازنده شوید. در هر زمان که فرصت مناسبی فراهم می شود، اجازه دهید تا دیگران از نتایج کارها و اقدامات شما مطلع شوند. اگر نتوانید اهمیت و نتایج وظایفی را که در سازمان برعهده دارید و بر انجام آن ها متمرکز شده اید را برای دیگران روشن کنید، بدون تردید در میان همکاران بر خورده و پنهان خواهید ماند.

۶) با همه محترمانه رفتار کنید.
هیچ گاه با همکاران رفتاری تبعیض آمیز و نامحترمانه نداشته باشید. قطعا نمی دانید که شبکه ارتباطی دیگران شامل چه افرادی است و ماهیت این ارتباطات چیست. بنابراین اثرهای هرگونه رفتار ناهنجار با دیگران به نوعی به خود شما بازگشت خواهد کرد.

۷) شدیدا خود را با یک گروه پیوند نزنید.
در هر سازمان گروه های رسمی و نیز گروه های غیررسمی به فعالیت مشغول هستند. گروه های رسمی هر سازمان یا شرکت عبارت از تعداد افرادی هستند که در یک فرآیند شغلی به کار اشتغال دارند مانند کارکنان واحد مالی و حسابداری و اما گروه های غیررسمی به تعداد افرادی اطلاق می شود که حسب سلایق و علایق شخصی و خصوصی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. اگر قصد دارید مدت ها در همین سازمان باقی بمانید، بهتر است با تمامی گروه های رسمی و غیررسمی ارتباط داشته باشید و خود را صرفا در یک گروه محصور نکنید. زیرا با این که ممکن است در حال حاضر ائتلاف فعلی قدرتمندتر از همه باشد، اما ماهیت سازمان ایجاب می کند که منافع تمامی گروه های ذی نفع به نوعی تامین شود، بنابراین جابه جایی قدرت و رهبری سیاسی در سازمان که عموما در سطوح میانی و عملیاتی شکل می گیرد، امری متداول است.

۸) باید بتوانید به نحوی متقاعدکننده ارتباط برقرار کنید.
برای این که بتوانید توجه دیگران را به ایده ها و طرح های خود معطوف کنید، باید با پشتوانه حقایق و نمونه های انکارناپذیر بر نظرات خود تاکید ورزید. سیاستمداران قدرتمند می توانند پیام خود را با شنوندگان و مخاطبان خود مطابقت دهند یا به عبارتی قادر به ارایه پیام خود به زبان مخاطبان هستند و البته همیشه برای این کار کاملا آماده هستند.

۹) با خودتان صادق باشید.
پس از آن که دورنمای سیاسی شرکت را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادید، چنانچه به این نتیجه رسیدید که این جا جای شما نیست، آماده جابه جایی شوید. همه شرکت ها و سازمان ها این طور نیستند اما برخی سازمان ها در واقع اصرار بر حفظ و حتی ارتقای رفتارهای ناصادقانه، ناجوانمردانه یا غیراخلاقی دارند. طبیعی است که برنده شدن در چنین صحنه هایی هیچ ارزشی ندارد. موافق نیستید؟

پرسیاه برندینگ، اولین کمپانی اجرایی در مبحث فرایند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران…

مدیریت تحول گرا در عصر مدرن

مدیریت تحول گرا در عصر مدرن

مدیریت تحول گرا در عصر مدرن

استراتژی رهبری:

یکی از نگرش‌های اخیر به رهبری که موضوع بسیاری از تحقیقات بود، نگرش مدیریت تحول گرا در عصر مدرن است. مدیریت تحول گرا در عصر مدرن نوعی فرآیند پیچیده و پویا است که در آن رهبران، ارزش‌ها، باورها، و اهداف پیروان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
سبک مدیریت تحول گرا در عصر مدرن ریشه در مفهوم رهبری کاریزماتیک دارد. این مفهوم که نخستین بار توسط ماکس وبر مطرح شد بر صفات و ویژگی‌های خاص رهبر که ناشی از شخصیت کاریزمای او است تاکید دارد.
این سبک رهبری بر تشویق افراد، ارزش گذاردن به افراد، مربی و معلم بودن، چشم‌انداز داشتن، شنود موثر، توانمندسازی دیگران، ارتباط برقرار کردن، مدل‌سازی، اقناع و صداقت تاکید دارد.

رهبران تحول‌گرا از طریق تأیید اندیشه‌ها و ارزش‌های اخلاقی کارکنان و الهام بخشیدن به آنان برای اندیشیدن به مسائل با استفاده از شیوه‌های نوین، انگیزه فوق العاده‌ای را فراهم می‌کنند. توانایی ارزیابی سبک‌ها و پیامدهای سازمانی و دید آینده‌نگر و ایجاد آرمان واحد در اعضای سازمان از اجزای رهبری تحول‌گرا هستند.

رهبران تحول‌گرا صاحب بینش هستند و دیگران را برای انجام کارهای استثنایی به چالش و تلاش وا می‌دارند. تنها رهبران تحول‌گرا هستند که قادر به ترسیم مسیرهای ضروری برای سازمان‌های جدید هستند، زیرا آن‌ها منشأ تغییرات‌اند، بر تغییرات حاکم بر سازمان اشراف کامل دارند و بر امواج تغییرات سوارند.
در مدیریت تحول گرا در عصر مدرن تأکید بر فرآیند ایجاد و تقویت تعهد و سرسپردگی پیروان به اهداف سازمان و تقویت آنان در رسیدن به این اهداف است. برای رهبران تحول‌گرا جاذبه شخصی لازم است ولی کافی نیست.

تهیه و تنظیم: شرکت پرسیاه، اولین کمپانی اجرایی در مبحث فرآیند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران.

سهم برند در بازار رقابتی

سهم برند در بازار رقابتی

سهم برند در بازار رقابتی

ممکن است مفهوم “مشتری محوری و سهم برند” با توجه به تأثیرات متفاوتی که دانش برند بر پاسخ مشتری در حوزه فعالیت های بازاریابی آن برند می گذارد، تعریف شود. همچنین شاید گفته شود برندی خاص دارای سهم مشتری محوری مثبت و یا منفی در رابطه با واکنش های قابل تغییر مشتریان در زمینه فعالیت های گوناگون بازاریابی برای آن برند است. سهم برند از مشتری محوری هنگامی هویدا می شود که مشتری از برند آگاه و با آن آشنا باشد و نامش را در ذهن خود به عنوان برند موردعلاقه، قوی و بی همتا تداعی کند.

 

– سهم برند و رابطه مشتری

سهم برند قوی و کارا به شرکت ها این امکان را می دهد تا مشتریان خود را به گونه بهتری حفظ کنند، به نیازهای آنها پاسخ مناسب تری بدهند و کمک کنند تا سوددهی شرکت دو چندان شود. سهم برند می تواند از طریق مدیریت خوب ارتباط با مشتری و ارج نهادن او و توجه به نیازهای وی، به طور موفقیت آمیزی توسعه یابد. بی توجهی به خواسته های به حق مشتری می تواند در درازمدت تیشه به ریشه تمام تلاش های صورت گرفته برای موفقیت یک برند بزند.

– درک شخصیت برند

در دنیای بازاریابی امروز شخصیت برند مفهوم جذاب و گیرایی دارد. آکر (1996) شخصیت برند را هسته مرکزی و نزدیک ترین متغیر در تصمیم گیری مشتری در هنگام خرید می داند. در ارتباط با رتبه بندی احتیاجات انسان بر اساس مدل مازلو، سعی بر آن است که محصولات را در سطوح بالای ارضای احتیاجات مثل دارایی و اموال، عشق و احترام قرار دهد. البته شخصیت برند به طرق مختلف و با ابزارهای گوناگون ساخته می شود؛ با این حال خلق شخصیت معمولاً نیازمند ارتباطات فعال شــرکت است. تحقیق در سهم برند تلاشی است برای ارزش گذاری قدرت برند در بازار، درست مانند سهام یک شرکت از دیدگاه سهامداران.
تحقیقات سهم برند شامل دو عنصر است:

شکل برند: جایی که در آن برند شما و رقبایش در مقابل یک سری از شاخص ها و ویژگی ها شکل می گیرند. این شاخص ها در خودِ مدل معمولاً ثابتند ولی ویژگی های آنها ممکن است منحصر به برند و یا طبقه بندی آنها باشد.

– تغییر مدل: جاییکه در آن میزان قوت و ضعف برند شما در مقایسه با رقبا بررسی می شود. مثلاً شرکت هایی که در زمینه کارت اعتباری فعالند، از این مدل برای شناسایی مشتریان شرکت های رقیب که برای تغییر برند آماده اند، استفاده می کنند و به این ترتیب برایشان مشخص خواهد شد که آیا آن مشتری به برند فعلی وفادار است یا خیر.

– تبلیغات محرک برند

در برندسازی شخصیتی از تبلیغات به طور گسترده ای استفاده می شود. این موضوع از این واقعیت نشأت می گیرد که شخصیت برای خلق تداعی برند ـ به ویژه حائز اهمیت است. برای تحقق این هدف، تبلیغات به عنوان وسیله ای بسیار مؤثر مورد استفاده قرار می گیرد. شاید یکی از متداول ترین روش های خلق شخصیت، استفاده از چهره های سرشناس است. مثلا از نام و شهرت و معروفیت قهرمانان ملی، تصاویر ورزشکاران، خوانندگان و هنرپیشگان معروف سینما برای برندی خاص به مدت طولانی استفاده می شود. به دلیل ناپایداری تأثیر تبلیغات و سایر روش های ارتباطی، استفاده از این روش در مسیر خلق تشخص رو به فزونی است.
محققان بسیاری مانند براسینگتون و پتیت(2003)، اردوگان و ردنباخ(2000) در تحقیقات خود دریافته اند که برندها تحت تأثیر ارتباطات و تبلیغات محرک رفتار مشتریان قرار دارند.

– ویژگی های فردی در برندسازی

ویژگی های شخصیتی افراد از طریق عوامل چند بعٌدی مانند رفتار، ظاهر، عقاید و افکار و ویژگی های جمعیت شناسی تعیین می شود. براساس مشاهدات باترا و پژوهشگران دیگر، پنج وجه شخصیتی افراد که به آنها “پنج ویژگی بزرگ شخصیتی” گفته می شود، عبارتند از: برون گرایی و درون گرایی، سازگاری، هوشیاری، ثبات احساسی و هیجانی. در مورد این جنبه های شخصیتی آکر 1997 پنج خصیصه بزرگ دیگر را که با برند در ارتباطند، مطرح می کند که عبارتند از: صداقت، هیجان، شایستگی، مهارت و دوام.

– شخصیت برند

الگوی مذکور نشان می دهد که این جنبه های شخصیتی برند ممکن است به طرق مختلف کارکردهای خاصی داشته باشند و یا به دلایل مختلف ترجیحات مصرف کننده را تحت تأثیر قرار دهند. صداقت، هیجان و شایستگی بر ویژگی های شخصیتی درونی انسان و مهارت و دوام بر خواسته ها و آرزوهای افراد دلالت دارند بنابراین می توان چنین استنباط کرد که تشخیص برند توسط مشتریان ـ برندی که شباهت هایی به ویژگی های شخصی فرد دارد ـ معرف نزدیک بودن جنبه های روان شناختی و ویژگی های احساسی افراد است. برند به طرق گفته شده در تصمیم گیری مصرف کننده تأثیر می گذارد و یا در ترکیبی از حالت های مذکور، اثرگذاری گاه شدید خود را نشان می دهد. برندها می توانند با مصرف کنندگانشان تداعی و وابستگی داشته باشند. این وابستگی شخصی، به برند حیات می بخشد و آن را در ذهن مصرف کننده، ویژگی یا هویتی زنده و فعال می دهد.

– گونه شناسی روابط برند
رابطه برند و مشتری مثل رابطه دو نفر است که شخصیت برند به این روابط عمق، احساس و عشق می بخشد. روابط صمیمی و دوستانه مستلزم دانستن ویژگی های شخصیتی مختلف برنـــد است. بعضی از دوستان شوخ طبع و بذله گو و برخی جدی و فرمانبردارند؛ بعضی قابل اعتماد، ساده، بی پیرایه و بی تکلف هستند و برخی دیگر ترجیح می دهند در حاشیه باشند. تمرکز بر روابط به جای تمرکز بر شخصیت برند، امکان و فضای بیشتری برای توجه به ویژگی های برند به وجود می آورد. تمرکز به طورعمده بر درک مشتری در مقابل برند استوار است.

– تأثیر رسانه های جمعی بر پیشرفت روابط برند
منظور از شخصیت برند، جنبه احساسیِ تصویر برند در ذهن افراد است. این تصویر از تمام تجربیاتی که مصرف کننده از یک برند دارد، شکل گرفته است. تبلیغات نقش مؤثری در شکل گیری شخصیت برند ایفا می کنند. برندهای موفق این فرصت را دارند که در نهایت جایگاه رهبری را به دست آورند. این حالت در تبلیغات به عنوان محرکِ برتری محصول مطرح می شود. موقعیت و جایگاه محکم و استوار برند می تواند بر عناصر پایداری مثل میزان بالای فروش، ساخته و پایه گذاری شود.

تفکر کارآفرینان موفق چگونه است؟

تفکر کارآفرینان موفق چگونه است؟

تفکر کارآفرینان موفق چگونه است؟

 

1) آنها می دانند عذر و بهانه منجر به نتیجه نمی شود.

عذر و بهانه جویی، رشد و بهبود را متوقف می گرداند.کارآفرینان موفق می دانند که این بهانه ها تا چه اندازه مخرب است و تلاش می کنند که آنها را بشناسند. آنها نهایت تلاش خود را می کنند که مشکلات را کنترل کنند و از زیر بار مسولیت شانه خالی نمی کنند و دیگران را سرزنش نمی کنند.

زمانی که اتفاقات مطابق برنامه پیش نمی رود، بسیار راحت خواهد بود که از پذیرفتن آنها و دست و پنجه نرم کردن با آنها امتناع ورزیم. بویژه اگر آن اتفاقات به خاطر اشتباهات ما پیش آمده باشند. عذر و بهانه به اعتبار شما لطمه می زند.

2) آنها شکست هایشان را به عنوان تجارب ارزشمند زندگی می پذیرند.

کارآفرینان موفق می دانند که شکست ها به آنها باارزش ترین درس های زندگی را می آموزند. به عبارت بهتر آنها به جای تسلیم شدن در مقابل شکست ها، از آنها درس می آموزند. آنها به شکست ها به عنوان نشانه ای نگاه می کنند مبنی بر اینکه آنها در حال پیشرفت در زندگی و کسب و کار هستند. اگر تا به حال در سفر کارآفرینی خود شکست نخورده اید،  به این معناست که اقدامات لازم را برای موفقیت انجام نداده اید. اگر بدون داشتن میزان زیادی مقاومت و پایداری به اهدافتان رسیده اید، بدانید که اهداف بزرگی در سر نداشته اید.شما بایستی اهدافی بلندپروازانه که تا به حال نداشته اید در سر یپرورانید. از این اهداف استفاده کنید تا با انگیزه بمانید و هرگز تن آسا و راحت طلب نباشید.

3) آنها برای وقت خود بیش از هر چیزی ارزش قائل هستند.

کارآفرینان موفق برای وقت خود بیش از پول ارزش قائل هستند. آنها به این حقیقت پی برده اند که زمان پدیده ای است که هرگز به عقب باز نمی گرددو نمی توان مقداربیشتری از آن را خلق نمود. آنها زمان خود را با “نه گفتن” به آنچه برایشان در سفر کارآفرینی منفعت ندارد، به حداکثر می رسانند. آنها می دانند که زمان فوق العاده گرانبهاست و از تلف کردن آن پرهیز می کنند. زمان شما مهمترین دارایی شماست. با آن متناسب با شرایط رفتار نمایید. بدین معنی که به ملاقات ها و مجال هایی که برای کسب و کار شما اهمیتی ندارد، ” نه” بگوئید. به عبارت بهتر، به هر شئ درخشنده اجازه ندهید که شما از مسیر اصلی تان منحرف سازد. در نتیجه شما فقط برآنچه به شما در قدم های بعدی کمک می کند، متمرکز شوید. شما کسب و کاری را شروع کرده اید که زندگی آزادانه تری را برای شما به ارمغان آورد. این آزادی به شما اجازه می دهید که روزها و دقایق خود را به آنچه برای شما اهمیت دارد، اختصاص دهید.

شما می توانید کسب و کار و زندگی تان را به آنصورت بسازید که دوست دارید . این مهم با افکار شما محقق می شود. فکر خود را با مطالب و محتواهایی تغذیه کنید که به شما الهام بخشی کند و به شما انگیزه بدهد تا به بهترینی که می توانید تبدیل گردید. از افراد و موقغیت های منفی دوری گزینید چرا که فکر شما را انباشته از ترس و شک و تردید می کنند.

تلاش نکنید که شبیه کارآفرینی موفق شوید. تقلید نکنید و پذیرای آنچه باشید که  شما را بی همتا و یکتا می سازد.

 

پرسیاه برندینگ، اولین کمپانی اجرایی در مبحث فرآیند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران…

آموزش و مشاوره برند سازی

آموزش و مشاوره برند سازی

آموزش و مشاوره برند سازی

 

در این بخش قصد داریم بدون مقدمه به سؤال مطرح‌ شده در عنوان مقاله ای از زبان یکی از استراتژیست ها و مشاوران بزرگ برندسازی، “لورا ریس” پاسخ دهم…

آیا فرایند برند سازی باید از محصول شروع شود یا از ارزش ها؟
پاسخ: هیچ کدام!!!

 

برندینگ در ذهن مخاطب بالقوه شکل می گیرد و این مکانی است که برند شما در آن تا ابد زندگی می کند یا پس از مدتی دچار مرگ زودرس شده و از بین می رود.
شما باید به اعماق ذهن مخاطب خودتان نفوذ کنید و از خودتان بپرسید: ما نمادی از چه هستیم؟ آیا منجر به شکل‌گیری یک طبقه شده‌ایم؟ آیا در این دسته و طبقه رهبر هستیم؟ آیا برند شماره 2 در این طبقه هستیم؟ یا تنها یکی از برندهای موجود در آن هستیم؟
به خاطر داشته باشید که موفق‌ترین برندها، آن‌هایی بوده و هستند که در یک دسته و طبقه مشخص به‌مانند یک رهبر و پیش رو عمل کرده‌اند، برندی را در ذهن مخاطبین شکل داده و آن طبقه خاص را تسخیر کرده‌اند، مثلاً گوگل در حوزه جستجو، کوکاکولا در حوزه نوشیدنی‌های بدون الکل و…
در ارتباط باارزش‌ها، اینکه گوگل به ارزش‌های پذیرفته‌شده بی‌احترامی نکرده و بر اساس آن‌ها هیچ کاری خلاف یا شیطانی انجام نمی‌دهد، نکته بسیار خوب و بااهمیتی است، اما این موضوع موجب تبدیل‌شدن آن به یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا نشده است.
بلکه تسخیر کردن دنیای جستجو عاملی برای این بوده است. گوگل درزمانی بر موضوع جستجو تمرکز کرد که دیگران آن را تنها بخشی از یک پرتال می‌دیدند.
کمپانی پرسیاه برندینگ، اولین کمپانی اجرایی در مبحث فرآیند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ در ایران( مشاوره برندینگ ).

برندسازی سازمانی

 corporate branding

 برندسازی سازمانی

 

زندگی آنچیزیست که برندسازی سازمانی به شما می دهد؛ به این شرط که خواسته هایتان مشخص و روشن باشد.

آنچه را که می خواهید پیوسته بجویید و مطمئن باشید که به آن می رسید.

 

شماره شرح خدمات bronze silver gold premium
۱ هویت سازی برند
۲ انتخاب یا اصلاح نام تجاری
۳ طراحی یا بازسازی لوگو
۱ مورد فارسی یا لاتین یا تصویری ۱ مورد فارسی یا لاتین یا تصویری ۱ مورد فارسی و لاتین یا تصویری ۱ مورد فارسی، لاتین و تصویری
۴ خلق کارکتر(شخصیت تجاری)
۱ مورد
۵ استراتژی موقعیت مکانی برند
۶ طراحی پیام تبلیغاتی ثابت
۱ پیام منتخب ۱ پیام منتخب ۲ پیام منتخب ۲ پیام منتخب
۷ تعیین رنگ سازمانی و کد گذاری
۸ Personal business card
۱ مورد ۲ مورد ۲ مورد
۹ طراحی ست اوراق اداری
۱ مورد ۱ مورد ۱ مورد ۱ مورد
۱۰ طراحی پوستر و استند درون سازمانی
۱ مورد ۲ مورد ۳ مورد

 

 

 

شماره شرح خدمات bronze silver gold premium
۱۱ مشاوره، طراح دکوراسیون داخلی و چیدمان بر پایه تفکرات برندینگ
۲D ۳D
۱۲ طراحی ست جعبه و بسته بندی(ویژه اصناف خاص)
۱ مورد ۱ مورد
۱۳ طراحی و برنامه نویسی وب سایت تخصصی
نسخه معمولی نسخه معمولی نسخه ویژه نسخه سوپر ویژه
۱۴ بهینه سازی سایت Seo
۳ کلید واژه ۵ کلید واژه ۸ کلید واژه
۱۵ برنامه نویسی پنل sms با لینک مستقیم به سایت
نسخه معمولی نسخه معمولی نسخه ویژه نسخه ویژه
۱۶ نرم ازار پیشرفته CRM
۱۷ تنظیم فرم های درون سازمانی
۳ مورد ۴ مورد ۵ مورد ۷ مورد
۱۸ تنظیم قراردادهای حقوقی و حقیقی
۱ مورد ۲ مورد ۳ مورد ۵ مورد
۱۹ برسی وضعت سازمان(فروش،تویلد، خدمات و …)
۲۰ ارزش گذاری محصول و خدمات
۲۱ تعیین چشم انداز، ماموریت و اهداف سازمان
۲۲ چارت سازمانی و شرح وظایف پرسنل و مدیران
۲۳ تحقیق، شناسایی بازار و رفتار رقبا و طبقه بندی بازار هدف
۲۴ انتخاب و طراحی کمپین تبلیغاتی
۱ مورد ۱ مورد ۲ مورد ۲ مورد

 

 

 

 

 

شماره شرح خدمات bronze silver gold premium
۲۵ جلسات مشاوره حضوری در موقعیت سازمان کارفرما
۱ جلسه ۲ جلسه ۳ جلسه ۵ جلسه
۲۶ آموزش پرسنل(انواع سر فصل های آموزشی مرتبط)
۶ ساعت ۶ ساعت ۸ ساعت ۱۲ ساعت
۲۷ آموزش مدیران یا پرسنل ارشد (انواع دوره های آموزشی مدیریتی)
۲ ساعت ۲ ساعت ۲ ساعت
۲۸ آموزش مدیر عامل و رئیس هیت مدیره)
۲ ساعت ۴ ساعت ۴ ساعت ۶ ساعت
۲۹ ارائه کتاب های منتخب داخلی و بین المللی
۲ جلد ۳ جلد ۵ جلد ۱۰ جلد
۳۰ ارائه جزوههای آموزشی مرتبط با مجموعه
۲۰۰ صفحه معادل ۴۰ساعت آموزش ۳۰۰ صفحه معادل ۶۰ساعت آموزش ۵۰۰ صفحه معادل ۱۰۰ساعت آموزش ۸۰۰ صفحه معادل ۱۵۰ساعت آموزش
۳۱ ارائه DVD آموزشی
۱ نسخه ۳ نسخه ۵ نسخه ۱۰ نسخه کامل
۳۲ گواهی نامه پایان دوره
۱ مدرک رسمی ۲ مدرک رسمی ۳ مدرک رسمی
۳۳ شناسنامه برندینگ
۳۴ هدیه ویژه پکیج
۳۵ تخفیف پکیج
تماس بگیرید تماس بگیرید تماس بگیرید تماس بگیرید

 

 

 

تاریخ و تایید کارفرما                                                مهر و امضا پرسیاه برندینگ

تفکرات برندینگ

تفکرات برندینگ (چند تعریف ساده)

✔ به نام یگانه برند هستی…

خب دوستان، از برندینگ و تفکرات برندینگ صحبت کردیم!
برای این که یک موضوعی به خوبی تفهیم شود، حتما نیاز به یه سری تعریف ساده و مفهومی داریم، تا درک اصل موضوع برایمان ساده تر شود، پس لطفا به تساوی های زیر دقت کنید:
برند=نام تجاری(به تعبیر دیگر=مارک)
برندینگ=استمرار و تکرار نام تجاری (ing در زبان انگلیسی به معنی استمرار چیزی)
تفکرات برندینگ=مجموعه اقداماتی که موجب استمرار و تکرار نام تجاری(در قلب و عقل مخاطب)می شود.

 

تفکرات برندینگ

در این جا ما بیشتر صحبت از تفکرات برندینگ می کنیم، اقداماتی که امروزه سازمانهای حرفه ای در حوزه داخلی و بین المللی به آن مجهز شده اند!
سوال ساده اینجاست که چرا بنده اینقدر تاکید بر تغییر رفتار سازمانی و اعمال فرآیند کسب و کار حرفه ای بر پایه تفکرات برندینگ دارم!!!
تحقیقات نشان داده که بیش از ۹۰% صاحبان کسب و کار در ایران، به صورت سنتی و همچنان با همان روش های قدیمی حرکت می کنند.

 

این روش ها دیگه خیلی هم جواب نمیده و اساسا کارآمد نیست…
نکته مهم اینه که تعصبی که شما نسبت به سازمانتان دارید، باعث شده تا تصویری اشتباه از وضعیت مجموعه ی خودتون داشته باشید و این خیلی هم ارتباطی به وضعیت اقتصادی کشور و… ندارد. آنچه که کارشناسان در مورد بیزنس شما تحقیق و بررسی می کنند وضعیت واقعی سازمانتان است.
جالبه که بدانید همه‌ی این تغییرات از شما به سمت پرسنل و از سازمانتان به سمت مخاطبان و مشتری حرکت می کند، در نتیجه تا شما و تفکرات شما تغییر نکند، منتظر معجزه یا حتی اتفاق تازه ای نباشید، با وضعیت کنونی آنچه که باید انتظارش را بکشید فقط نزول و پایین آمدن سطح مجموعه ی شماست. تهدیدی جدی که امروزه متوجه بسیاری از سازمانهاست…

 

شما، چقدر به برنامه ریزی و مشاوره بر پایه تفکرات برندینگ فکر کردید؟
تفکرات امروز شما دقیقا نتایج اتفاق های آینده کاری و حتی شخصی شماست…

 

M.R.Mohajeri
Business Directory
…Don’t worry, I am here